تبلیغات
بچه های باحال هوشبری 89 تهران - کودک اما پیر ......

هزار نقش برآید ز کلک صُنع و یکی *** به دلپذیری نقش وبلاگ ما نرسد




نویسنده :ساجد
تاریخ:یکشنبه 27 فروردین 1391-03:45 ق.ظ

کودک اما پیر ......

 


به  این پسر بچه خوب نگاه کنین
به جای شور و نشاط کودکی و هزاران فکر و ارزویی
که الان باید داشته باشه
 تنها دلخوشیش اینه که یکی رد بشه وبخاد دونه‌های آفتاب گردان پیچیده شده توی کاغذ , که توی یه کاسه گذاشتشون رو ازش بخره
انگار یه پیرمرده و در انتظار پایان زندگیشه

توی چهرش نقش ده‌ها سال زندگی‌ پر درد و فقر و نداری رو میشه خوند.

یه دنیا غم تو نگاشه،

هلاک عکسه شدم و به تامل فرو رفتم

گفتم نامردیه تنهایی به تامل فرو برم

 






BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 01:42 ق.ظ
Very energetic blog, I liked that a lot. Will there be
a part 2?
ملیکا
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 09:39 ب.ظ
عکسش که باز نمیشه ، نمیتونم نظری درباره عکسش بدم
پاسخ ساجد : بابا شما که fb میری دیگه چرا ؟
vpn دیگه این حرفا رو نداره
سعید
پنجشنبه 31 فروردین 1391 12:25 ب.ظ
من که نتونستم ببینمش ولی ممنونن از اینکه تک بینی(تک خوری)نکردی..
پاسخ ساجد : شرمندتم
ایشالا یه روز بچه هه رو میارم دانشکده از نزدیک ببینیش ........
حمید
یکشنبه 27 فروردین 1391 01:11 ب.ظ
اتفاقا منم همین لحظه در حالیکه دارم از پنجره به بارون بهاری نگاه میکنم تخمه آفتابگردون دون میکنم!(مرفه بی درد!!) چه غروری هم تو نگاشه! بسی غرق تامل در نگاهش شدم.
در ضمن باز دوباره این عکست از یه سایت فیلتر شدس!
پاسخ ساجد : فیلتر بودن این عکس هم بخشی از
بد بیاری های این کودکه و به این خاطر گذاشتمش ....
شیرین
یکشنبه 27 فروردین 1391 09:02 ق.ظ
دستتون درد نکنه تنهایی نرفتید!
کاملا" گویاست دیگه چیزی برای گفت نمیمونه
پاسخ ساجد : صحیح .......
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر