تبلیغات
بچه های باحال هوشبری 89 تهران - ای جوانان عجم جان من و جان شما/سخنی در باب زبان فارسی

هزار نقش برآید ز کلک صُنع و یکی *** به دلپذیری نقش وبلاگ ما نرسد




نویسنده :حمید
تاریخ:پنجشنبه 10 اسفند 1391-08:08 ب.ظ

ای جوانان عجم جان من و جان شما/سخنی در باب زبان فارسی

دکتر بهرام امیراحمدیان- از حسنین هیكل سردبیر روزنامه الاهرام پرسیدند كه چطور شد كه شما پس از پذیرش اسلام زبان خود را از دست دادید و عرب شدید؟ در حالی كه ایرانیان پس از اسلام زبان خود را تا كنون حفظ كرده اند؟ او پاسخ داد: برای اینكه ایرانیها فردوسی داشتید و ما نداشتیم. 

بسیاری از مستشرقین نامدار جهان زبان فارسی را آموخته اند. هنگامی كه آنها می پرسید چرا می خواهند زبان فارسی را بیاموزند؟ می گویند كه آثار نوشته شده به زبان فارسی گنجینه ای از علم و دانش و معرفت است. ما می خواهیم به این گنج گرانبها مستقیم دست یابیم و اطلاعات دست اول بدست آوریم. 
اكنون می پرسیم چرا نام جایها و خیابانها و كوچه ها و بوستانها را عربی نامگذاری می كنیم؟ مگر ما زبان نداریم مگر قانون اساسی ما بر این نكته پافشاری نکرده است كه باید زبان رسمی را كه همان زبان فارسی است بكار ببریم؟ 
در گرفتاری ما ایرانیان، اعراب به فریاد ما نخواهند رسید. دیدید كه چگونه به ما تاختند و كشور ما را عراق عرب زبان اشغال كرد و اعراب به یاری عراق شتافتند؟ چرا ما حافظه تاریخی نداریم؟ مگر در كشورهای عربی نام گذرگاهها و بوستانهای خود را فارسی می گذارند؟ كه ما عربی می گذاریم؟ اعراب هیچ گاه با ما راست نخواهند شد و همیشه ما را به گونه ای دیگر خواهند دید. آنها همیشه ما را مجوس و عجم و رافضی خواهند خواند. ایران بزرگ و نیرومند خود دارای فرهنگ و تمدن و زبان است. سرایندگان ما و دانشمندان ما با زبان فارسی شهره آفاق هستند. ما نیازی به اعراب نداریم. 
در باره جزایر سه گانه ایرانی و نام خلیج فارس ببینید چه بازیها كه در نمی آورند. حتی مصر از آن سوی دور دست خلیج فارس به یاری ادعای اماراتی ها برآمده و می خواهد نام خلیج فارس را تغییر دهد. سوریه هم به سبب آنكه عرب است، همیشه از آنها پشتیبانی كرده است و نان ما را خورده است و هلیم حاج عباس را هم زده است. 

در تابلوی موسسه ای نوشته شده است: «موسسه مالی اعتباری ثامن الحج تحت نظارت بانك مركزی». اگر من این تابلو را در یك كشور عربی دیده بودم هیچ تعجبی نداشت. اما اینجا ایران است و زبان رسمی آن فارسی است. هر چه در این تابلو بدنبال یك واژه فارسی گشتم، نیافتم. همه واژگان به كار برده شده به جز واژه بانك (كه لاتین است) عربی است. از این نوع تابلوها بسیار است. 

در اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «زبان و خط رسمی و مشترك مردم ایران فارسی است. اسناد و مكاتبات و متون رسمی و كتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها، در كنار زبان فارسی آزاد است». در سالهای اخیر كوششهای بسیاری برای عربی كردن زبان فارسی می شود كه آسیبهای جبران ناپذیری را به این عنصر وحدت بخش (زبان فارسی) خواهد زد.

در وزارت كشور ستادی به نام «حوادث غیر مترقبه» وجود دارد. كدام یك از این واژه ها فارسی است؟ آیا نمی شد نام این ستاد فارسی می بود و نوشته می شد«ستاد رویدادهای ناگهانی»؟ چرا به جای «ایاب و ذهاب» عربی از واژگان «رفت و آمد» فارسی بهره نمی گیریم. زبان ما زبانی نیرومند و گسترده و ژرف است و از دبستان تا دانشگاه می توان از آن بهره جست. ولی نمی دانیم چرا از این توان، بهره بایسته گرفته نمی شود.
زمانی بر روی خودروهای دولتی نوشته می شد:«اتومبیل خدمت استفاده اختصاصی ممنوع». كدام یك از این واژگان فارسی بود؟ هیچ كدام. واژه «اتومبیل» لاتین و دیگر واژگان عربی بودند. می توان دریافت كه در متن«موسسه مالی اعتباری ثامن الحج تحت نظارت بانك مركزی» نیز حتی یك واژه فارسی بكار برده نشده است. 
تا پیش از ادغام وزارتخانه ها، وزارتی به نام «بازرگانی» وجود داشت كه نام آن فارسی بود. پس از ادغام، نام وزارتخانه شد «وزارت صنعت، معدن و تجارت». هیچكدام از واژگان بكاربرده شده فارسی نیست. در حالی كه این نام مصوبه مجلس محترم است. نام این وزارتخانه فارسی نیست ولی زبان رسمی كشور فارسی است. وزارت امور خارجه، وزارت اطلاعات، وزارت تعاون، رفاه و تامین اجتماعی، همه واژگانشان عربی است. اگرچه وزارتخانه هایی مانند دادگستری، راه و شهر سازی و نیرو فارسی هستند و بسیار زیبا. 
زبان فارسی رمز وحدت و هویت ایرانی است. بر همگان است تا از این زبان نگهداری كرده و آن را از ورود واژگان دیگر و بیگانه پاسداری كنیم. در متون رسمی هنگامی كه اعداد ترتیبی بكار برده می شود می نویسند: اول، دوم و . . . می گوییم ما در زبان فارسی «نخست»؛ «نخستین»، «یك» و «یكم» را داریم. اگر می گویید «اول» باید بعد آن بگویید و بنویسید«ثانی»، «ثالث» و . . . آیا نمی توانیم بجای بكار بردن واژه «ثامن الحجج» بنویسیم «امام هشتم». این واژه به قدری برای مردم شیعه مقدس است كه به آن نیز قسم می خورند. حالا عده ای پیدا شده اند و می خواهند زبان فارسی را از ما بگیرند و زبان رسمی كشور را بر خلاف قانون اساسی به زبان عربی تبدیل كنند. بیمارستان بقیه الاعظم را نمی توانستیم فارسی كنیم. یا دیگر نامهایی مقدس كه گاهی نهادن آن بر اینگونه جاها اسائه ادبی است بر مقدسات دینی ما. اگرچه نام مكانهای مذهبی از جمله مساجد بهتر است زیبنده به نام امامان ما باشد. ولی مكانهای عمومی و گذرگاهها و خیابانها را به نام شخصیتهای علمی و فرهنگی و هنری بگذارم بهتر است. زبان فارسی زبان دانش، دین، عرفان، ادبیات، كلام، منطق و فلسفه است. اگر به متون تاریخی بنگرید می بینید كه برای تمام دوره ها و در تمام زمینه ها این زبان قدرت بیان دارد. 
زبان فارسی زبانی است كه از یازده سده به این سوی كاربرد داشته و زنده است و زنده خواهد ماند. این زبان هویت ماست. سروده های رودكی پدر شعر فارسی در یازده سده پیشتر، هنوز هم برای ما فهمیدنی است. بنگرید:
زمانه پندی آزادوار داد مرا
زمانه چو نكو بنگری همه پند است. 
یا در جایی دیگر:
هركه ناموخت از دست روزگار
هیچ ناموزد او از هیچ آموزگار. 
می بینید كه در این سروده ها حتی یك واژه عربی بكار برده نشده است. آثار شكسپیر كه در حدود 4 سده پیشتر سروده شده است، اكنون بسادگی نمی تواند از سوی انگلیسی زبانان خوانده و فهمیده شود و باید به زبان معاصر تبدیل شود. چرا ما نباید این زبان فارسی را زنده نگهداریم؟ مگر می شود ایرانی بود و زبان فارسی را پاس نداشت؟ 
اكنون بنگرید كه آن دانای طوس چگونه سخن نغز سروده است:
توانا بود هر كه دانا بود 
به دانش دل پیر برنا بود
این سروده سالها در نشان دولتی آموزش و پرورش نهفته بود. در نشان دانشگاه تهران هم آمده است:
میاسای ز آموختن یك زمان.
بنگرید كه این زبان فارسی چه توانی دارد كه پس از گذشت بیش از هزار سال ما فارسی زبان همچنان آنرا می فهمیم و از آن بهره می گیریم و برایمان آشناست. چه نیكو بود اگر در فرهنگستان زبان و ادب پارسی هم تعدادی دلسوز گرد می آمدند و این رمز هویت ما را بیشتر پاس می داشتند و كوشش می كردند. اكنون كه هر نامگذاری برای شركتها و كالا ها و دیگر موارد باید از سوی این فرهنگستان نگریسته و سپس اجازه كاربرد داده شود به این كار نیز دقت لازم داده شود. در رادیو و تلویزیون دولتی كه باید مركز آموزش زبان ملی و محلی باشد، گاهی كارهایی نادانسته رخ می نماید كه به زبان رسمی كشور آسیب می رساند كه این سازمان را از نقش آموزشی خود دور می سازد. زیرا این سازمان می تواند از این توان آموزشی خود برای پاسداشت هویت و زبان ملی بهره گیرد و وحدت ملی ما ایرانیان را افزایش دهد.
نگارنده در دیداری كه با خانم ژنرال والنتینا ترشكووا نخستین زن فضا نورد روس در سال 1999 در مسكو در خانه دوستی داشتم، او یاد آور شد كه زبان فارسی را بسیار دوست می دارد. من از او پرسیدم كه آیا زبان فارسی می داند؟ گفت نه. او گفت هنگامی كه به زبان فارسی سخن گفته می شود، آن را زبانی آهنگین و موسیقیایی می یابم و از شنیدن واژگان گوش نواز آن لذت می برم. 
ببینید دیگران به زبان ما چگونه سخن می سرایند: 
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
حلقه گرد من زنید ای روشنان آب و گل
آتشی در سینه دارم از نیاکان شما
علامه محمد اقبال لاهوری این چنان در آتش عشق ما می سوزد و ما باید این زبان را خوب و نیكو نگهداریم. او به زبان فارسی دیوان دارد و شگفت آنكه نتوانست دیداری از ایران داشته باشد. سرود ملی پاكستان به زبان فارسی است. بسیاری از اندیشمندان و بزرگان علم و ادب و سیاست پاكستان به زبان فارسی آشنایی دارند. در بسیاری از بناهای دوره امپراتوری مغول در شبه قاره،سروده های فارسی به خط نستعلیق فارسی بر روی كتیبه های مرمرین نگاشته شده است. در شهر خیوه در خوارزم در شهرهای دره فرغانه، در تاشكند و خوقند و بخارا و سمرقند و خجند و دوشنبه و حصار شادمان، در هرات و مزار شریف و كابل و بلخ و لاهور و پیشاور و دهلی و كلكته و دهها شهر و قصبه دیگر، هر جا آثاری معماری است، كتیبه هایی به زبان فارسی دارند. در سراها و كاروانسرا ها و چشمه ها و كاخ امپراتوران عثمانی، كتیبه هایی به زبان فارسی و خط نستعلیق می توان یافت. آنگاه برای ما گناهی نابخشودنی است كه در مهد زبان فارسی زبان عربی را گسترش دهیم. یاد گیری و آموزش زبان اشكالی ندارد. می توانیم در مدارس زبان عربی آموزش دهیم زیرا زبان دین ماست، اما نباید به بهای از دست رفتن زبان ملی ما باشد كه این گناهی است بزرگ و باید در پیشگاه تاریخ پاسخگو باشیم. زیرا ملیت ما ایرانی و زبانمان فارسی است كه مایه مباهات ما ایرانی هاست. ما را به این زبان می شناسند. مگر ما عرب هستیم كه برخی ها كوشش می كنند زبان زیبای فارسی ما را به عربی تبدیل كنند؟ هنگامی كه ایرانی ها مسلمان شدند، نمی خواسنند عرب بشوند. به همین سبب زبان فارسی و نمادهای ایرانی همچون نوروز پابرجا ماندند و آئینهایی هم چون شب یلدا و چارشنبه سوری و سیزده بدر تا كنون ادامه دارند و زنده اند و جهانی شده اند. برخی ها كوشش كردند این نمادهای ایرانی را از میان بردارند. اما چه چیزی می خواهند جایگزین آن كنند؟ 
من در عجبم ز كار گلفروشان جهان
زین به كه فروشند چه خواهند خرید؟

شكر شكن شوند طوطیان هند
زین قند پارسی كه به بنگاله می رود.
در بنگلادش در مراسم مولودی نوزادان، مردم بنگالی زبان سروده های مولانا را به فارسی و از بر می خوانند، هرچند زبان فارسی را زیاد نمی دانند. 
چگونه می توان باور داشت كه زبان فارسی كه زمانی زبان دولتی و دیوانی سراسر قلمرو جهان ایرانی از شبه قاره هند تا آسیای صغیر و از ماوراء النهر تا بین النهرین را تشكیل می داد اكنون جای خود را به زبان عربی بدهد و زبان و واژگان عربی در ایران این مهد زبان فارسی، گسترش یابد؟ باور كنید رمز جاودانگی ما ایرانیان همین زبان است و فرهنگ و تمدن ایرانی و آموزه های انسان ساز دین اسلام و مذهب شیعه. مجلس شورای اسلامی باید به این امر بپردازد و مفاد قانون اساسی را به مسئولان یاد آوری كند. 
افغانستان و تاجیكستان و بخش بزرگی از ازبكستان(سمرقند و بخارا) بما چشم دوخته اند تا به عنوان قلب زبان و ادبیات فارسی و تمدن ایرانی آنها را با انتشارات خودمان پشتیبانی كنیم. در سفر اخیر خود به هرات من شاهد بودم كه زبان و ادبیات فارسی چه نقشی در هویت این مردم دارد و آنان چگونه از این رمز جاودانگی پشتیبانی و بدان فخر می كنند. مزار خواجه عبدالله انصاری و مولانا عبدالرحمان جامی و امام فخر رازی همه در هرات در انتظار ماست تا آنها را بازسازی كنیم و بزرگان ادب فارسی را گرامی و زنده بداریم. در تاجیكستان هنگامی كه شهروندان تاجیك ببینند كسی به زبان فارسی ایران سخن می گوید بدو احترام می گذارند. 
مارتین هایدگر فیلسوف پدیدار شناس معاصر آلمانی بعداز جنگ دوم جهانی به مردم آلمان گفت: ای قوم آلمانی آسوده باشید. نمی توانند كشور شما را تجزیه كنند و شما را شكست دهند. زیرا شما زبان واحد دارید. قول هایدگر در آن روزگار چندان مهم شمرده نمی شد ولی سالها بعد فهمیدند كه او درست می گفت. قدرت و نفوذ زبان فارسی به قدری است كه بعداز هزار سال هنوز تغییر فاحشی نكرده است. ما هم در ایران اقوام گوناگونی هستیم كه زبانی مشترك داریم و این زبان نشانه روح یگانگی ماست. 
بنگرید كه آقای امیر اسماعیل آذر استاد دانشگاه در گفت و گو با روزنامه ایران در 28 آذر 1384 چه می گوید و چه اندیشه در باره نگهداری زبان فارسی دارد:
«تمام فارسی زبانان جهان هم وطن فرهنگی ما تلقی می شوند و همه دارای هویت ایرانی هستند. اتفاقاً اعتقاد قلبی من این است كه با اولویت بخشی به این زبان می توان قدم های اساسی برداشت. اگر فردی حماسه فردوسی جوش و خروشی بر جانش نیفكند و تلألوی عرفانی دیوان شمس او را متحول نكند و غزل حافظ اعماق وجودش را تسخیر نكند، عَلم دولت نوروز او را به یاد صحرا نیندازد و زیارت عاشورا حس پایمردی را در او محكم نكند، هویتش را باخته است. زبانی كه فرهنگ و هویت ما از آن ریشه می گیرد روزگاری از كرانه های غربی قسطنطنیه تا سواحل شرقی دریای چین و از فراز ماوراء النهر تا اعماق دكن قلمرو قدرتش بود. ابن بطوطه در دریای چین غزل سعدی را می شنید و سید اسماعیل جرجانی در ولایت خوارزم ذخیره خوارزمشاهی می نوشت و مولوی در قونیه روم بانگ «شمس من خدای من» سر می داد و امیر خسرو دهلوی به تقلید نظامی گنجوی خمسه می سرود و به شعر حافظ شیراز سیه چشمان كشمیری و تركان سمرقندی دست فشانی می كردند و پای می كوبیدند. شهریار هند با آن همه سرزمین ها و ذخایر فراوانش، شاه خوارزم با جلال و جبروتش، امیران نامدار سامانی با آن همه فرهنگ پروری، همه و همه پشتیبان این فرهنگ بودند. اكنون از آن امپراتوری زبان و فرهنگ فارسی، افغانستانی مانده و قطعه ای به نام تاجیكستان و این است كه وظیفه ما را نسبت به حراست از هویت و فرهنگمان سنگین تر می كند». 
با نگاهی به متن اساسنامه بنیاد سعدی كه عهده دار گسترش زبان فارسی شده است می توان دریافت كه بیش از نیمی از واژگان بكار برده شده در این اساسنامه عربی است. 
در ماده یك این اساسنامه آمده است:
به منظور تقویت و گسترش زبان و ادبیات فارسی در خارج از کشور و ایجاد تمرکز، هم‌افزایی و انسجام در فعالیت‌های مرتبط با این حوزه و بهره‌گیری بهینه از ظرفیت‌های موجود کشور، بنیادی به نام «بنیاد سعدی» تأسیس می‌شود تا براساس اهداف، سیاست‌ها، راهبردها و ضوابط حاکم بر روابط فرهنگی بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران، مدیریت راهبردی و اجرای فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و رسانه‌ای را در حوزه گسترش زبان و ادبیات فارسی در خارج از کشور با هماهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی عهده‌دار شود.
تبصره ـ سیاست‌ها و راهبردهای فرهنگی مصوب شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در عرصه بین‌الملل، مناطق و کشورهای مختلف جهان برای فعالیت‌های بنیاد سعدی و نمایندگی‌های آن در خارج از کشور، لازم‌الاتباع می‌باشد.
ببینید در نوشتاری این چنینی چندین واژه فارسی وجود دارد. نسبت آن به عربی چند درصد است؟ 
به همین سبب نوشتن یك متن اداری به زبان فارسی در اسناد رسمی دشوار می نماید. برای نمونه به دفترچه بیمه خدمات درمانی نگاهی بیافكنیم. در پشت صفحه نخست آن نوشته شده است:«قابل توجه بیمه شدگان گرامی: دفترچه به منزله پرونده و حاوی سوابق محرمانه پزشكی شما می باشد. استفاده كننده از این دفترچه منحصرا صاحب مشخصات مندرج در صفحه اول دفترچه می باشد. استفاده سایرین از دفترچه شما منجر به اخذ دو برابر خسارت وارده خواهد گردید.» ببینید زیر واژگان عربی خط كشیده شده است. آیا این متن فارسی است؟ 
اكنون به متن زیر بنگرید: 
«به شهری رسیدیم كه آنرا اسوان می گفتند و بر جانب جنوب این شهر كوهی بود كه رود نیل از دهن این كوه بیرون می آمد و گفتند كشتی از این بالاتر نگذرد كه آب از جاهای تنگ و سنگهای عظیم فرو می آید. و از این شهر بچهار فرسنگ راه ولایت نوبه بود و مردم آن زمین همه ترسا باشند». این نوشته بخشی از از سفرنامه ناصر خسرو قبادیانی است كه در سال 430 هجری قمری (حدود هزار سال پیشتر از اكنون) نوشته شده است. با نگاهی به این نوشته درمی یابیم كه بزرگان ما چگونه فارسی می نوشتند ما چگونه می نویسیم. اگر واژگان فارسی آن شمارش شود نسبت آن از واژگان فارسی متن های اداری كنونی ما بسیار بیشتر است. 
در این باب سخن بسیار است و درد فزون. آنچه گفته آمد هشداری بود به میهن دوستان و جوانان باشد كه در نظر آید.




Buy generic cialis
شنبه 4 فروردین 1397 09:52 ق.ظ

You mentioned that wonderfully.
price cialis best online prescriptions cialis cialis generic tadalafil buy prescription doctor cialis cialis name brand cheap cialis generic tadalafil buy viagra cialis levitra cialis generic cialis 5 mg funziona safe dosage for cialis
cam4 hack v.1.7
دوشنبه 16 بهمن 1396 05:44 ب.ظ
وای که عجیب بود من فقط یک نظر فوق العاده طولانی نوشتم، اما بعد از اینکه من را کلیک کردید، ارسال کنید
نظر نمایش داده نمی شود Grrrr... خوب من این همه چیز را دوباره نوشتن نمی کنم. به هر حال، فقط می خواستم بگویم عالی است
وبلاگ!
hirokonevilles.hatenablog.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:58 ق.ظ
Hello there! I simply wish to give you a big
thumbs up for your excellent info you have right here on this post.
I'll be returning to your web site for more soon.
زهرا
دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 12:04 ق.ظ
سلام دوستان* من دانشجوی ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا هستم.هروقت با بچه های کلاس راجع به احیای زبان *پارسی* صحبت میکنیم از بی توجهی مردم ناراحت میشیم ومیگیم غیر از ما دانشجوهای ادبیات کسی اهمیت نمیده.ولی با خوندن این متن وپیام های دوستان خیلی خوشحال شدم وشگفت زده شدم ازاین که دانشجوهایی که رشتشون اصلا به ادبیات ارتباط نداره انقدر به زبان پارسی اهمیت میدن و غیرت ایرانیشون نمیذاره که زیباترین زبان دنیا و میراث اجدادیشون رو به زوال بره.ازهمتون سپاس گذارم واز این که در متنم واژه های عربی به کار بردم پوزش می طلبم
*من انم که در پای خوکان نریزم*مر این قیمتی در لفظ دری را*ناصر خسرو
پاسخ حمید : درود بر شما و دغدغه تون. این تنها وظیفه ی دانشجویان ادبیات فارسی نیست.این وظیفه ی هر ایرانیه که تاجایی که از دستش برمیاد از این در دری نگهداری و پاسداری کنه.اون شعر پایانیتون نابودم کرد!درود بر شما
ناهید
یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 05:07 ب.ظ
سلام...
متن زیبا،تامل برانگیز و البته درد آوری بود...!!!!

من در سرزمینی زندگی می کنم که زبانش پارسی ست اما آن را فارسی می خوانند...!!!
چون عربی "پ" ندارد!
پاسخ حمید : سلام؛ درسته، اگه مردم ما و دست اندرکاران این کشور غیرت داشته باشن همه چیز درست خواهد شد.
نوا
پنجشنبه 29 فروردین 1392 09:07 ب.ظ
من تازه وبلاگتون رو پیدا کردم.
اینقدر کلمه عربی و لاتین وارد زبان پارسی شده که دیگه پیدا کردن معادل بعضی کلمه خیلی سخته.
اگه استاد ادبیات می شدی بیشتر میتونستی تاثیر گذار باشی
اگه تونستی پارسی کلمه های نوشته منو برام بنویسی ممنون می شم
برات آرزوی موفقیت دارم
پاسخ حمید : سپاس دوست من! به اندازه ای واژه ی تازی به زبان فارسی درآمده است که/ معادل= برابر/ تاثیرگذار=کارساز/بعضی=برخی/ کلمه=واژه/موفقیت= پیروزی/ ممنون میشم= سپاسگزار میشم/
با آرزو پیروزی و سربلندی
م
دوشنبه 26 فروردین 1392 07:41 ب.ظ
لعنت بر هر چی عرب پرسته
پاسخ حمید : بشمار!
هوشبری
پنجشنبه 24 اسفند 1391 06:44 ب.ظ
شعره قشنگیه
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم غلط
باختم جان در هوای او غلط کردم غلط
عمر کردم صرف او فعلی عبس کردم عبس
ساختم جان را فدای او غلط کردم غلط
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم خطا
سوختم خود را برای او غلط کردم غلط
پاسخ حمید : این شعر چقدر دوستدار داره! دیدم که شما هم این شعرو نوشتی گفتم یادآوری کنم که عبث درسته.
ali
چهارشنبه 23 اسفند 1391 08:11 ب.ظ
من که خداییش زبان فارسی و مخصوصا اشعارشو دوست دارم مخصوصا این شعر بافقی که میگه:
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم غلط
باختم جان در هوای او غلط کردم غلط
عمر کردم صرف او فعلی عبس کردم عبس
ساختم جان را فدای او غلط کردم غلط
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم خطا
سوختم خود را برای او غلط کردم غلط
پاسخ حمید : مرسی از شعرت. باشد که تو این سال نو هیچ اشتباهی نکنیم و تصمیم های درستی بگیریم.
سعید
یکشنبه 20 اسفند 1391 10:27 ق.ظ
بسیار خوب بود.
به قول شاعر "شکر شکن شوند همه طوطیان هند //زین قند پارسی که به بنگاله میبرند."
پاسخ حمید : این شعر خیلی زیباس. من اولین بار که این شعرو شنیدم کفم برید!
محمد
جمعه 18 اسفند 1391 01:44 ب.ظ
همینه دیگه!
فك كنم بدبختانه تاچند سال آینده كلا دیگه از زبان اصل و گرانبهای فارسی خبری نباشه! 
دركل مطلبت خوب بود
پاسخ حمید : خواهش میکنم!! از بین رفتن زبان فارسی امکان نداره. فقط باید همونطور که ترکیه ها بسیاری از واژگان بیگانه رو حذف و واژگان ترکی نو،که حتی بسیار زخمت و نازیباست، رو جایگزین کردند ما هم به این شکل عمل کنیم. واژگان پارسی بسیار زیبایی برای ما به جا مونده.
ریحانه
پنجشنبه 17 اسفند 1391 09:02 ب.ظ
اسمم جا افتاد!!!
پاسخ حمید : بله، به جمع نطر دهندگان وبلاگ خوش آمدید.
پنجشنبه 17 اسفند 1391 08:56 ب.ظ
مطلبتون خیلی روشنگرانه بود فقط امیدوارم تاثیرگذارم باشه.اینم وقتی معلوم میشه که نه فقط در حرف بلکه در عمل تلاش کنیم تا از واژه های عربی توی نوشته ها و گفتگوهامون استفاده نکنیم که البته خیلی سخته!
پاسخ حمید : سخت نیست! در طول 50 سال به آسانی میشه خیلی از واژگان رو تزریق و رایج کرد.
ملیکا
دوشنبه 14 اسفند 1391 07:17 ب.ظ
واقعا تلاشت برای پاس نگه داشتن زبان فارسی جای تقدیر داره!
عالی بود
مرسیِ
پاسخ حمید : خواهش میکنم. این وظیفه ی هر ایرانیه که از میراثی که نیاکانش برای اون به جا گذاشته اند نگهداری کنه.
سمانه
دوشنبه 14 اسفند 1391 07:10 ب.ظ
واقعا عالی بود.من که با خوندن هر خطتش شگفت زده شدم.مخصوصا اینکه تو مراسم مولودی نوزادان بنگلادشی به زبان ما شعر میخونن!(کاری که ما خودمون انجام نمیدیم!)
خیلی ممنون از مطلب خوبتون
پاسخ حمید : خیلی ممنون که همه شو خوندی. باشد که بصیرتت چندین برابر شود.
ترب
یکشنبه 13 اسفند 1391 10:39 ب.ظ
راستی حالم از یانكوم بهم میخوره،جرا فكر كردی مثه مونكولا یانكوم بینم!!!!!
ترب
یکشنبه 13 اسفند 1391 10:37 ب.ظ
بابا بی خیال بصیرت،أصلا نخواستیم.
پاسخ حمید : :))
پیازچه
جمعه 11 اسفند 1391 11:21 ب.ظ
خلاصش میشه:
زبان پارسی را پاس بداریم.
و از واژه های عربی دوری بجوییم
در این متن همانا پندی است برای اندیشمندان،باشد که رستگار شوید.
پاسخ حمید : درسته ولی خلاصه ت مثل اینه که بگی: خلاصه ی درسهای هوشبری این میشود که بیمار باید بیهوش شود!
"این مثالهاییست که برای مردم می زنیم و جز دانایان در مورد آن خردورزی نمی كنند!"
تربجه
جمعه 11 اسفند 1391 10:35 ب.ظ
خدایی اكه كسی حال داشت اینو خوند یه خلاصه ٤-٥خطی ازش بذاره تا اقا حمیدم یاد بكیره.
پاسخ حمید : حال داری بشینی 70 قسمت یانگومو با تکرارش ببینی ولی خوندن چند خط نوشته ی به این مهمی رو حال نداری! البته خداییش مطلب طولانیه ولی به راستی ارزش خوندنو داره!دلم نیومد بخشی از اونو حذف کنم. باشد که با خواندنش بصیرتی دوچندان یابی!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر